امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم
در غربتی تاریک و سرد ، از غم حکایت میکنم
امشب وجودم خسته است ، از سردی دلهای سرد
آیا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد؟


در دل تاریک ِ این شب های سرد،
ای امید ِ نا امیدی های من!
برق چشمان تو،همچون آفتاب،
می درخشد بر رخ ِ فردای من!
در دل تاریک ِ این شب های سرد،
ای امید ِ نا امیدی های من!
برق چشمان تو،همچون آفتاب،
می درخشد بر رخ ِ فردای من!
زیباترین شب زمین
شب پر از نگاه تو
دعای من برای تو
خدای من پناه تو.
سلام یه کاری دارم که می خام واسم انجام بدی اینجا هوا ابریه
امشب ماه معلوم نیست میشه امشب تو آسمون باشی آخه ماه تر از تو دا نکردم.

بخند ای عشق ای امید فردا که من خندیدنت را دوست دارم
به باغ خاطرم هر روز و هر شب
تو را تنهای تنها دوست دارم.
شب های دراز عبادت، چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
آدم ها تمام نمی شوند
آدم ها نیمه شب
با همه آنچه در پس ذهن تو
برایت باقی گذاشته اند
به تو هجوم می آورند...